سالها پیش که احتمالا خانم کلینتون درگیر مسائل خانوادگی خود( ارتباط شوهر ایشان با منشی خود) بودند و خیلی وقت نداشتند که به دور بر خود و مسائل سیاسی برسند و احتمالا ایران شناسی بخوانند و ایران هم که به تازگی از بند جنگی ۸ ساله رها شده بود ، شروع به جمع آوری سلاح ها و منتاژ آن دسته از سلاح هایی که بیشتر برای نفوذ در منطقه احتیاج داشت کرد و در این زمان عده ای از کسانی که می توانستند در این رابطه مفید قرار گیرند جمع شداند.

هدف اول خرید سلاح اتمی از باند های مافیای روسیه که...

سالها پیش که احتمالا خانم کلینتون درگیر مسائل خانوادگی خود( ارتباط شوهر ایشان با منشی خود) بودند و خیلی وقت نداشتند که به دور بر خود و مسائل سیاسی برسند و احتمالا ایران شناسی بخوانند و ایران هم که به تازگی از بند جنگی ۸ ساله رها شده بود ، شروع به جمع آوری سلاح ها و منتاژ آن دسته از سلاح هایی که بیشتر برای نفوذ در منطقه احتیاج داشت کرد و در این زمان عده ای از کسانی که می توانستند در این رابطه مفید قرار گیرند جمع شداند.

هدف اول خرید سلاح اتمی از باند های مافیای روسیه که بعد از فروپاشی شوروی همه نوع سلاح در اختیار داشتند بود.

 ولی مشکل اینجا بود که محدودیت تعداد ا تجهیزات داشتند به این معنی که شاید از هر نوع اسلحه و بمب دو یا سه عدد بیشتر در دسترس نبود و این برای استفاده کشوری با وسعت ایران و نیروی نظامی در حال گسترش آن ناچیز می نمود.

لذا ساخت و منتاژ در دستور کار قرار گرفت همه این ماجرا ها در اتاقی در ... تصمیم گیری شد.

حال می باسیت اطلاعات علمی و احتمالا تجهیزات مورد نیاز در اختیار متخصّان  داخلی قرار گیرد .

اما تا زمان ساخت که زیاد هم طولانی خواهد بود باید چه کرد؟

تصمیم بر این شد که گروهی در تدارک سلاح های نظامی تقریبا آماده با قدرت بالا بر آیند و گروه دوم بر روی پروژه اتمی فعالیت کنند.

این پروژه به قدری محرمانه بود که حتی مقامات دولتی در آن زمان ( ریاست جمهوری آقای رفسنجانی ) اطلاعی از آن نداشتند.

و  برای اینکه اساتید بزرگ دانشگاه ها و متخصّین کار آزموده  احتمالا با این پروژه موافقت نمی کردند یا اینکه در اختیار گرفتن آنها شک برانگیز می شد تصمیم گرفتیم از دانشجویانی که رتبه های خوبی احراز کرده بودند استفاده کنیم .

و اطلاعات لازم برای پروژه را از خارج از کشور وارد می کردیم چون این اطلاعات و تجهیزات مورد نیاز که بتوان از روی آن کپی کرد بسیار آسان تر از این بود که خود سلاح اتمی وارد بشود.

در طی چند سال گروه دوم یعنی کسانی که مسئول جمع آوری سلاح بودند به خوبی از عهده ماموریت های خود بر آمدند و مانورهای فعلی ارتش و سپاه ایران جز ناچیزی از فعالیت آنها است.

ولی متاسفانه  در فرآیندی که بعدها در صورت لزوم به آن اشاره خواهم کرد دستور مرگ همه ما صادر شد.

بیشتر بحث من در این مقاله بر می گردد به پاسخ گوی به این سوال که آیا ایران توسط آمریکا به راحتی محو شدنی است؟

من از خانم کلینتون سوال می کنم شاید بتوانند جواب شان را دریافت کنند.

آیا این ضرب المثل ایرانی را شنیده اند؟ لنگ کفش در بیابان نعمت است

آیا تضمینی است که دوستان گروه دوم که مسئول خرید سلاح آماده بوده اند به این ضرب المثل اکتفا نکرده باشند؟

آیا تضمینی است چیزی که شما میبینید فقط یک ویترین نمایش باشد؟

آیا توانستید ویتنام ، کره ، افغانستان ، عراق و .... کشورهای که نیمی از توان نظامی و وسعت و جمعیت  ایران را نداشتن حذف کنید؟

آیا گفتن محو کردن و حذف کردن هنری جدید شده؟ یا می خواهید در حماقت گوی سبقت را از آقای احمدی نژاد برباید؟

در آخر این نکته را اضافه می کنم که بعد از پاک سازی این دو گروه ۱۸ نفر از بهترین دوستانم و کسانی که برای ایران و اقتدار ش تلاش کرده بودند و همه خطرات را به جان خریدند ،بدون اینکه نامی از آنها باشد به طرز فجیع کشته شدند تا هیچ کس از این موضوع اطلاعی نداشته باشد.

بنابراین امیدوارم به اهمیت موضوع پی ببرید و در گفته هایتان همچون رئیس جمهور ایران بی ملاحظه حرف نزنید.

 مهرایران